| سخنی از مولای متقیان |
|---|
|
|
|
بسم الـله الرحمن الرحیم اصول دین ، فروع دین محمد علی امانی ـ کارشناسی ارشد الهیات ـ دامغان 1 ـ هر دینی اصول و فروعی دارد . مراد از اصول ، پایه های اعتقادی دین است که نخست باید بدانها ایمان آورد و آن گاه به فروعی که از آنها برخاسته اند ، پای بند بود . اصول دین مربوط به اعتقاد است و فروع دین ، مربوط به عمل . (فرهنگ معارف اسلامی ، ج اول ، ص 222) از باب تشبیه معقول به محسوس ، می توان گفت که دین به مثابه درختی است که ریشه هایی دارد (= اصول دین) که حیات درخت ، منوط به وجود آنهاست ؛ و نیز شاخ و برگهایی دارد (= فروع دین) که شادابی ، نشاط ، بالندگی و ثمردهی درخت ، به آنها بستگی دارد . اعتقاد به اصول دین باید از روی تحقیق باشد ، نه تقلید ، زیرا ارتباط با فکر و اندیشه انسان دارد . به نظر استاد شهید مرتضی مطهری (ره) : «قرآن کریم ، ایمان را بر پایه تعقل و تفکر گذاشته است ، قرآن همواره می خواهد که مردم از اندیشه به ایمان برسند .قرآن در آنچه باید به آن مومن و معتقد بود و آن را شناخت ، تعبّد را کافی نمیداند علیهذا در اصول دین باید منطقاً تحقیق کرد . مثلا ،اینکه خداوند وجود دارد و یکی است ،مسئله ای است که منطقاً باید به آن پی برد و همچنین اینکه حضرت محمد (ص) پیامبر خداست» (آشنایی با علوم اسلامی ، دفتر انتشارات اسلامی ، علم کلام ، صفحه 145) . اما فروع دین که دامنه وسیع آن ، همه جزئیات و کلیات زندگی ، حرکات و سکنات انسان ، از قبل از تولد تا بعد از وفات را در بر می گیرد و انسان ـ غالبا ـ نمی تواند در همه آنها ، به اجتهاد برسد ، می تواند از مجتهد جامع الشرایط ، تقلید کند . (موسسه فرهنگی رسول اکرم (ص) ـ shirazi.ir) 2 ـ با آنکه اصطلاح اصول دین و فروع دین ، شهرت بسیاری دارد و در تاریخ اندیشه های دینی در اسلام ، نقش برجسته ای ایفا کرده است ، با این همه ، در قرآن کریم و نیز در احادیث شیعه و اهل سنت ، چیزی به عنوان تقسیم بندی معارف دینی به اصول و فروع دین ، وجود ندارد . این امر نشان می دهد که این دو اصطلاح ، توسط شارع مقدس اسلام ، وضع نشده است ، بلکه توسط متکلمان مسلمان ، اعم از شیعه و سنی ، وضع شده است . لازم به ذکر است که در حوزه معارف اسلامی ، علمی وجود دارد ، به نام علم کلام که اصول اعتقادات را توضیح می دهد ، آنها را با مبانی منطقی ، اثبات می کند و به اشکالات و شبهات پرسشگران و مخالفان دین ، پاسخ می دهد ؛ لذا به کسی که در این علم ، کارشناس و متخصص باشد و تالیف کلامی اثرگذار و ماندگاری داشته باشد ، اصطلاحا ، متکلم گویند . (تاریخ علم کلام ، علی محمد ولوی ، ج اول ، ص نوزده) 3 ـ علم کلام شیعه ، متکلمان برجسته ای دارد از جمله : علی بن اسماعیل بن میثم تمار (= اولین متکلم شیعه که در مسائل کلامی ، کتاب تالیف کرده است) هشام بن سالم ، هشام بن حکم ، حمران بن اعین ، مومن الطاق و قیس بن الماصر ، که اینها همه از اصحاب امام صادق (ع) هستند (هشام بن الحکم ، سید احمد صفائی ، پیشگفتار چاپ دوم و نیز بحارالانوار ـ جلد 48 ـ ص 203 ـ باب 8) فضل بن ابوسهل بن نوبخت ، سرآمد خاندان نوبخت که بسیاری از آنها متکلم شیعه بودند ، فضل به شاذان نیشابوری از اصحاب امام رضا (ع) و امام جواد (ع) و امام هادی (ع) و ابوعلی ابن مسکویه رازی اصفهانی ، علامه حلی ، خواجه نصیرالدین طوسی و... در کلام اهل سنت نیز متکلمان بزرگی ظهور کردند از جمله : حسن بصری ، واصل بن عطاء ، ابوالهذیل علاف ، ابوعلی جبایی ، امام محمد غزالی ، امام فخر رازی و... (آشنایی با علوم اسلامی ، استاد مرتضی مطهری ، ص 176) 4 ـ مبداء تاریخی تقسیم معارف اسلامی به اصول و فروع دین ، معلوم نیست . اما بطور کلی ، سخنانی از پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) در مورد آموزه های دین مبین اسلام ، وارد شده است که در سده های بعد ، متکلمین به تدوین و نظام بخشی آنها پرداختند . در این راستا ، متکلمین اسلامی ، با توجه به آیات قرآن کریم و سخنان پیامبر اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ع) ، اعتقادات و تعلیمات اسلامی را به صورت مدون ، بیان نموده اند . مثلا در جهان تشیع ، مرحوم شیخ صدوق (ره) در کتاب اعتقادات ، مجموعه باورها و اعتقادات شیعه را به صورت اصول و فروع دین تدوین نموده است . اما در طول زمان و با دقت در متون دینی (قرآن و کتب روایی) چنین تقسیمی در میان مسلمین و شیعیان رایج گردید . البته در حصر اصول دین و یا فروع دین ، دلیل عقلی و یا نقلی نداریم ؛ هر چند در بعضی از روایات ، بعضی از آموزه های اسلام به عنوان یک اصل مهم ، طرح شده است ، مثل اصل توحید (قولوالا اله الـله ، تفلحوا) ولی به نظر می رسد متکلمین مسلمان از تحلیل مجموعه آموزه های اسلام و با توجه به درجه اولویت و اهمیت آنها به یک چنین تقسیم بندی دست یافته اند که هم پشتوانه تببین عقلانی دارد و هم اینکه در جهان اسلام ، یک مقبولیتی پیدا نموده است . فلذا چون اصل این تقسیم بندی برای تبویب و نظام بخشی به آموزه های دینی ، کار مفیدی بوده است و امر آموزش آموزه های اسلام را آسانتر می کند ، آن را می توان قبول کرد ، هر چند که در تعداد هر یک از اصول و فروع دین می توان نظر داد ، اما بهرحال ، این تقسیم بندی از حوزه آموزه های اسلام ، خارج نیست (علم کلام ، سید احمد صفائی ، انتشارات دانشگاه تهران ، ص 7 و نیز بانک پرسش و پاسخ دانشجویی ، سایت : Nahad.Net) 5 ـ جمهور متکلمان شیعه ، پنج اصل را به عنوان اصول خمسه تشیع ، معرفی کرده اند که عبارتند از : توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت . این پنج اصل به این صورت انتخاب شده اند که از یک سو ، بیانگر اصولی هستند که از نظر اسلام ، باید به آنها ایمان و اعتقاد داشت و از سوی دیگر ، معرِّف و مشخِّص مکتب شیعه اند . اصل توحید ، اصل نبوت و اصل معاد سه اصلی هستند که از نظر اسلام ، لازم است که هر فرد به آنها ایمان داشته باشد ؛ یعنی ایمان به آنها جزء اهداف اسلام است . و اما اصل امامت از نظر شیعه دارای هر دو جنبه است . یعنی هم داخل حوزه ایمانیات است و هم معرف و مشخِص مکتب شیعه است . ولی اصل عدل ، معرف خاص مکتب شیعه است . یعنی اصل عدل ، اگرچه جزء هدف های ایمانی اسلام نیست و با اصل علم و حیات و قدرت خداوند ، تفاوتی ندارد ، ولی جزء اصولی است که دید خاص تشیع را نسبت به اسلام نشان می دهد . به همین جهت در تاریخ مباحث کلامی ، شیعه را عدلیه میگفتند (آشنایی با علوم اسلامی،استاد مطهری (ره) علم کلام ، ص 179)از این روی در برخی از کتب و مقالات ، از توحید ، نبوت و معاد به اصول دین تعبیر می شود و از عدل و امامت به اصول مذهب (عدل در جهان بینی توحیدی ـ محمدی ری شهری ، ص 16) 6 ـ فروع دین ، برنامه های عملی و برنامه های اصلی و اساس عملی دین اسلام است و تعداد انها بسیار زیاد است . یعنی احکام عملی دین ، اعم از ضروری و غیر ضروری بسیار وسیع و متعددند ، اما پاره ای از آنها ، بر حسب آنچه از نصوص و ادله دینی فهمیده می شود ، از ارکان و اصول احکام و فروع عملی دین به حساب می آیند و برخی دیگر ، در رتبه پس از آنها قرار دارند . بنابراین این ده فروعی که متکلمان و فقیهان ما در کتابهایشان به آن اشاره می کنند ، «اصولِ فروع» ، محسوب می شوند نه اینکه فروع عملی و احکام اسلامی به ده عدد منحصر شوند ؛ بلکه این تقسیم بندی برای بازگویی اصول و ارکان عملی است . لذا « نماز ، روزه ، حج ، جهاد ، خمس ، زکات ، امر به معروف ، نهی از منکر ، تولی و تبری» ، ده فرع اصلی دین اند؛ به عبارت دیگر این ده تا ، مهم ترین فروع دین هستند نه همه آنها . در حالیکه احکام ازدواج ، طلاق ، قصاص ، دیات ، حجاب ، فرهنگ ، بهداشت ، قضاوت ، حکومت ، حریت ، آزادی ، جامعه و نظام اسلامی ، ارتش و مقررات نظامی و... از دیگر فروع دین مبین اسلام اند که در منابع فقهی فقیهان ما احکام آنها بیان شده است . علاوه بر این ، فروع ده گانه مزبور ، همه جنبه عبادی دارند و در انجام آنها قصد قربت لازم است . از این روی ، این ده فرع در بین فروع دین ، جایگاه ممتاز و منحصر به فردی را به خود اختصاص داده است . (موسسه فرهنگی رسول اکرم (ص) ، shirazi.ir) 7 ـ منکرین اصول دین ، از دین یا از مذهب ، خارج می شوند . ولی کسانی که فروع دین را قبول دارند ولی به آنها عمل نمی کنند ، جزء مسلمانانند و از دین و مذهب خارج نمی شدند . قاعده برای شناخت اصل از فرع این است که اگر اصل چیزی از بین برود ، آن چیز از بین می رود ولی فرع ، این طور نیست . تشخیص اصل از فرع ، عقلی است ؛ چه آن شی ء حقیقی و خارجی باشد ، یا عقلی و یا اعتباری . (عدل در جهان بینی توحیدی ، محمدی ری شهری ، ص 16)
پایان
|
|
|
این مجموعه در حال حاضر خالی می باشد |
|

